(يادداشت)
دکترغلامعلى رجايى
هرچه زمان بيشتر مىگذرد به اين واقعيت بيشتر معتقد مىشوم که زمانه، زمانه انفجار اطلاعات است اين واقعيت در ايران پس از روى کار آمدن دولت نهم که بعضى از رئيس آن به عنوان پديده احمدىنژاد! ياد مىکنند ظهور و بروزى ديگر پيدا کرده است و اقوال و رفتار و اخبار مربوط به اين پديده! به مدد رسانه ملى بدون کم و کاست به سمع و نظر مردم رسيده و مىرسد.
- لحظه به لحظه بايد منتظر شنيدن اخبار رفتار و اظهارنظرهايى عجيب، باورنکردني، تکان دهنده و گاه تاسف بار و تلخ از رئيس دولت يا دولتمردان وابسته به ايشان بود که يک نمونه آن اين است که وقتى رهبرى در اظهار نظرى روشن وابستگى سران حوادث اخير به عوامل بيگانه را منتفى مىدانند، وى با فاصله دو روز در سخنانى خواستار دستگيرى آنان مىشود.
نمونه روشن و جديد ديگر، اظهارات آقاى سقاى بى ريا مشاور احمدىنژاد در امور روحانيون در اين روزهاست که به دليل بار محتوايى آن در ناديده گرفتن شئون مراجع با تعجب در سطح جامعه دهان به دهان مىشود و تيتر بعضى از روزنامهها هم شده است! آقاى بىريا که در اظهاراتش بىريايى موج مىزند!
درباره عدم اعتناى احمدىنژاد به اعتراض مراجع بزرگوار قم و غير قم مبنى بر عدم معرفى زنان به مجلس براى تصدى مقام وزارت – اظهارداشته است:احمدىنژاد دراين زمينه به نظر مرجع خود عمل کرده است! يعنى که مراجع به کار دولت چه کار دارند. آنها بهتر است در کار دولت دخالتى نکنند. درسشان را بدهند و دعا يشان را بکنند!
اينک چند پرسش
1- با اينکه احمدىنژاد تا بحال دو سه بار در گفتوگو با رسانهها اعلام کرده که مرجع تقليد او آيت الله خامنهاى است و رسما به تقليد خود از رهبرى اذعان نموده است چرا و به چه دليل آقاى بى ريا از بردن نام مرجع تقليد اعلام شده توسط احمدىنژاد خوددارى مىکند؟
2- پرسش مهم ديگرى که در اين ميانه مطرح است اين است که اگر رهبرى مرجع تقليد احمدىنژاد بوده و يا مىباشد چرا وى در ماجراى انتصاب مشايى به معاون اولى خود به توصيه خيرخواهانه ايشان در برکنارى مشايى از اين مسئوليت اعتنايى نکرد تا دفتر رهبرى به ناچار دستور ايشان مبنى بر عزل مشايى را براى صداوسيما بفرستد تا اين مخالفت و آن مقاومت! به اطلاع عموم مردم رسانده شود؟ آيا احمدىنژاد تقليد از مرجعى مانند رهبرى را تنها در امورى مانند شکيات و سهويات نماز و خمس و.. جائز مىداند و در امور مهمه اى که به کل کشور مربوط است به راى و تصميم خود عمل مىکند؟
3- چگونه است که احمدىنژاد درمسائلى مانند امکان برقرارى رابطه ذلت بار با آمريکا برخلاف نظر رهبرى و راه امام و يا دوستى با مردم اسرائيل - که از سوى مشايى ابراز شد و متاسفانه بعدها احمدىنژاد به صراحت گفت که حرفها و اظهارات مشايى درباره دوستى با مردم اسرائيل حرفها و مواضع خود اوست- و.. برخلاف ديدگاه رهبرى و مصلحت مردمى که گفته مىشود دولت دهم را به او سپرده اند، رسما و صريحا اعلام نظر مىکند و در عين حال خود را تابع رهبرى مىداند؟
4- آيا احمدىنژاد در اظهار نظرى که در ابتداى دولت نهم درباره مجاز بودن ورود خانمها به ورزشگاهها نمود - که چون با مخالفت تمام مراجع روبهرو گرديد ناچار شد با به ميدان فرستادن الهام سخنگوى دولت خود از نظر خود عقبنشينى کند- و يا درباره مخالفت آشکار با گشتهاى ارشاد نيز به راى و نظر مرجع خود عمل نموده يا در اين موارد به راى و نظرخود عمل نموده است؟
5 – در ماجراى معرفى سه زن به مجلس براى کسب راى اعتماد برخى از مراجع عظام قم در رويکردى متفاوت با نظر رهبرى نظر مخالف خود را به رئيس دولت اعلام نمودند و هم بر اين مبنا بود که دکتر على لاريجانى رئيس مجلس که نماينده قم است در اظهار نظرى شفاف و صريح در نطق قبل از آغاز مباحث نمايندگان درباره وزراى پيشنهادى با اينکه از نظر رهبرى در اين باره اطلاع داشت اعلام نمود که به هيچ يک از وزراى زن پيشنهادى راى نخواهد داد. سوال اين است انگيزه طرح اين مسئله در سطح جامعه که نتيجه آن آگاهى مردم از اختلاف بين فتاوى رهبرى و مراجع است و القاى اين دوگانگى بين راى مراجع و رهبرى چيست؟ بويژه آنکه رهبرى هم در توصيه خود براى راى دادن به وزراى دولت وزراى زن را استثنا کرده و آن را موکول به تعامل دکتر احمدىنژاد با مراجع کرده بود.
6-چرا و با چه انگيزهاي، مشاور احمدىنژاد به شئون مراجع عظام، همانهايى که گاه و بيگاه در سفرهابى که رئيس دولت به شهر قم دارد - برخلاف بعضى مراجع که از ديدار با او خوددارى مىنمايند و او را به حضور نمىپذيرند- از او با چهره گشاده و آغوش باز استقبال مىکنند با طرح اين سخنان عملا بى اعتنايى مىکند و اعلام نظرات آنان را درانجام امور کشورکه بطور قطع و يقين از سرنصيحت و مصلحت و خيرخواهى براى کشور و مردم است از جمله در مسئله اخير مخالفت شان با وزارت زنان به چيزى نمىانگارد؟
7-چرا و با چه انگيزهاى آقاى بىريا که در عنوان حجت اسلام و المسلمين است و قبل از اينکه به لباس عاريتى واگذراى دولتمردان در آيد و برآيد! سالها بر سر سفره علم مراجع نشسته و وامدار آنهاست با اين اظهارات ، سعى در تنزل موقعيت برخى از مراجع که از پايههاى استوار بناى اين انقلاب و کشور مىباشند دارد و با ناديده گرفتن واقعيتهاى جامعه و پيرامون خويش اينگونه به بيراهه مىرود؟
8- اگر سوال شود در ميان دولتهاى پس از انقلاب کدام دولت بيشتر از همه به تذکرات مراجع عظام بى اعتنايى کرده و خيرخواهىهاى آنان را ناديده گرفته و به همين سبب رابطه اى بس شکننده با مراجع پيدا نموده است انگشتها به سمت کدام دولت اشاره خواهند رفت؟
سخن به درازا کشيد.خوب است آقاى احمدىنژاد براى جلوگيرى از آسيبهايى که در نتيجه چالشهاى مستمر با نهاد مرجعيت به او وارد شده و مىشود که به مصلحت هيچکس و از جمله خود او نيست و همين آسيبهاست که متاسفانه رابطه او را با بسيارى از مراجع حوزه علميه قم بسيار ضعيف و شکننده نموده است، بخشى از اوقاتى را که در مشورت با نوجوانان خردسال و يا پاسخ به نامه بچههاى مهدکودکى - که خود اخيرا اظهار داشتند! - سپرى مىکند به خواندن تاريخ معاصر اختصاص داده و يا اين اوقات را دراختيار اساتيد اين رشته قرار دهد تا بردامنه آگاهىهاى او نسبت به کارکردهاى اين نهاد مهم در تاريخ ايران افزوده شود. تا بداند در گذشته حتى سلطان قدرتمندى همانند شاه عباس و در دورههاى پس از آن فتحعلى شاه قاجار و وليعهد او مرحوم عباس ميرزا درجنگهاى ايران و روس چگونه با اين نهاد قدرتمند درتعامل بودهاند و در حوادثى که اساس و بنيان حکومت و حاکميت آنها را به چالش مىکشيده به چه ميزان از برکات راى و نظر و دخالت آنها در رفع مشکلات و پيشبرد امور اين نهاد موثر که هميشه مورد اعتناى مردم بوده و خواهد بود بهرهمند شدهاند.
و نيز بداند اگر بعضى از آنان همانند ناصرالدين شاه در ماجراى واگذارى امتياز توتون وتنباکو به کمپانى رژى در موضع بىاعتنايى به مراجع قرار گرفته اند چه آسيبهايى را متوجه سلطنت و حکمرانى و حيثيت خويش نموده و در اثر اين بىاعتنايى به جايگاه رفيع مراجع در جامعه و در انجام امور کشور، به چه اندازه از چشم مردم افتادهاند.
من سخنگوى مراجع عظام کشور که خداوند سايه همه آنها را بر سر ملت مستدام بدارد نيستم اما برخود لازم مىدانم به رئيس دولت هشداردهم عدم اعتنابه شئون مراجع که به منزله ستونهايى محکم براى خيمه انقلاب واسلام درتندبادهاى سخت حوادث زمانه محسوب مىشوند عواقب بسياربدى براى مملکت دارد به نفع ايشان نيست و تعظيم آنان تنها به ديدارهاى گاه وبيگاه وى با آنان به قصد اعلام گزارش کار و در جهت تنوير ذهن آنان نسبت به عملکرد دولت و در نهايت، شنيدن نقطه نظرات مراجع خلاصه نمىشود. تعظيم مراجع، رعايت شئون، عمل به توصيههاى خيرخواهانه و جدى گرفتن نگرانىها و دغدغههاى آنان است.