فرهنگ وهنر، مريم منصوري- طبق روال اين سالها، آذر و دى هر سال، فصل برگزارى جوايز ادبى است . شور و رقابتى که در بين اهالى ادبيات داستانى درمىگيرد و گاه کتابى را به چاپهاى مجدد مىرساند و گاه هم کتابى از قلم مىافتد و حواشى و جنجالهايى که در هر حال رونقى به بازار کتابهاى ادبيات داستانى مىداد، آن هم در وانفساى اقتصادى اين روزها که حوزه نشر را از هر سو در تنگنا قرار مىدهد.امسال اما، دو جايزه شاخص و مستقل ادبيات داستاني- گلشيرى و مهرگان- برگزار نشد. اين درحالى است که جوايز دولتى در اين عرصه، عملگرايانه پيش رفتند. جايزه ادبى و آل احمد با سياستها و ديدگاههاى ايدئولوژيک خود به انتخاب آثار ادبى برگزيده از منظر خودشان پرداختند.جايزه مهرگان نز با عدم برگزارى در سال جاري، از اين پس به يک جايزه دوسالانه تبديل شد و هيئت داوران جايزه گلشيرى هم براى نخستين بار عدم برگزاري، به خاطر کيفيت نامطلوب آثار منتشر شده را به عنوان راهکار دوره هشتم انتخاب کرد. اين اتفاقها، نگاههاى متفاوتى درپى داشت. عدهاى عدم برگزارى جوايز ادبى را گامى به عقب براى ادبيات داستانى ما- بخصوص در وضعيت دشوار اين سالها- دانستند و عدهاى ديگر، اين حرکت را استوارى و راسخى در عيارهاى ادبى جوايز دانستند و با وجود آگاهى به مميزىهاى بسيار، طولانى شدن پروسه کسب مجوز و... ادبيات داستانى ايران را داراى پتانسيلى بيشتر از آنچه که به مراحل نهايى انتخاب آثار اين جوايز رسيده بودند، مىدانستند و سطح انتظارشان را از ادبيات در حد همان عيارها حفظ کردند و نخواستند آثارى را به عنوان نمونههاى برگزيده ادبيات داستانى ايران در طول سال اخير معرفى کنند که از ارزشهاى ادبى و زيبايى شناختى بهرهاى نبردهاند. نکته قابل توجه در بيانيه هيئت داوران جايزه گلشيري، واکنش آنها نسبت به نگاه سادهگير و ساده پسندى است که اين روزها به عنوان عيارى روزآمد در بسيارى از محافل ادبى مطرح مىشود. محمود دولتآبادى در اين زمينه در پاسخ به سوال حياتنو مىگويد: آنچه که هيئت داوران جايزه ادبى گلشيرى در اين دوره به آن رسيدهاند را من سه سال پيش به اين دوستان پيشنهاد دادم که نپذيرفتند. من فکر مىکردم که هر سال نمىتوان اين جوايز را برگزار کرد. چرا که توليد محصول ادبى دشوارىهاى خاص خودش را دارد و خم رنگرزى نيست که توليد ساليانه داشته باشد.
دولتآبادى ادامه داد: من بر اين باور بودم که اين جايزه هر دو سال يک بار برگزار شود و به طور متناوب، سالى به داستان کوتاه و سال بعد به رمان بپردازد. نکته بعدى هم اين است که هنگامى که مجموعه جايزه گلشيرى به اين ادراک برسد بقيه هم به تدريج به اين باور خواهند رسيد.
دولتآبادى خاطرنشان کرد: البته يکى از بهانههايى که هميشه در اين زمينه آورده مىشود، اين است که بسيارى از کارها در ارشاد مانده است.
من به وزير ارشاد پيشنهاد مىدهم که به اين کارها مجوز بدهد و نگران هم نباشند که ادبيات به چيزى آسيب مىرساند. شايد در ميان اين آثار، کارى بود که بتواند نظر هيئت داوران را جلب کند.
دولتآبادى آسيب ديگر اين حوزه را برگزارى جوايز ادبى متعدد دانست و گفت: در کشور ما همه چيز باب روز مىشود و گاهى مىبينيد که در سال 10 جايزه ادبى برگزار مىشود. اينها به چه چيزى مىخواهند جايزه دهند؟ اين اتفاق به اين خاطر مىافتد که در کشور ما هيچ کارى اصولى انجام نمىشود. اگرنه در يک کشور وجود يک جايزه ادبى معتبر کافى است. اما در هر حال واقعيتهاى جاري، ما را به شناخت حقيقت امر مىرساند و آن چيزى که امروز اعلام شده پيش از اين هم قابل پيشبينى بود.
فرزانه طاهري- دبير جايزه گلشيري- که خود در هيئت داوران اين جايزه حضور ندارد، درباره اين تصميم هيئت داوران گفت: اختيار تصميمگيرى را به هيئت داوران هر دوره مىسپاريم و بنياد فقط کار تدارک مراسم را مىبينيد. البته براى اين دوره هم تدارک ديده بوديم. هر چند که هنوز مکانى براى برگزارى مراسم در اختيار ما قرار نداده بودند.
وى درباره رويکرد هيئت داوران به وضعيت نشر و مميزى در ارتباط با کيفيت آثار گفت: من فکر مىکنم وضع ما هنوز خوب است چرا که ارشاد، بدون موافقت نويسنده کارى را سانسور نمىکند و در نهايت، آثار با تائيد اين سانسورها از سوى نويسنده، منتشر مىشوند و آثار منتشر شده پس از اين مکانيزمها، مورد قبول هيئت داوران نبوده است. طاهرى خاطرنشان کرد: اين انتخاب و نظر شخصى من نيست. تصميم هيئت داوران است که ما هم به آن احترام مىگذاريم. هر چند که برگزارى اين مراسم و مجموعه اتفاقهاى آن، هميشه براى ما دلپذير بوده است اما به هر قيمتى هم نمىخواهيم ادامه دهيم.
مژده دقيقي- مترجم- در همين زمينه به خبرنگار حيات نو گفت: من در جريان همه کارهاى چاپ شده در سال جارى نيستم اما افت کيفى آثار، تنها به آثارى که در اين سال منتشر شدهاند محدود نمىشود و چند سالى است که وضع به همين روال است.
دقيقى افزود: در بيانيه هيئت داوران به مضيقههايى که در چاپ و مميزى کتاب وجود دارد هم اشاره شده است که نمىتوان اين شرايط را به گردن نويسنده انداخت. البته قبول دارم که ناشران هم آسان گير شدهاند و بايد براى خودشان اصول و معيارهايى براى انتخاب آثار داشته باشند. کما اينکه مىبينيم که داستانهايى که در نشريات مهر برگشت خوردهاند را ناشران تبديل به کتاب مىکنند و اين اتفاق تعجببرانگيز است. چون ناشران روى آثار ضعيف سرمايهگذارى مىکنند.
دقيقى در پاسخ به اين سوال که آيا با اين سياست جوايز ادبى موافق است يا خير، گفت: نمىتوانم پاسخ قطعى بدهم. براى اينکه ما دچار شرايط برزخى و عجيبى هستيم و مسئول اين وضعيت هم سياستگذاران فرهنگى هستند و نه جوايز. البته از يک سو هم اين اتفاق خوب است. چون جوايز ادبى معيارهاى خودشان را پايين نياوردهاند. از سويى هم مىتواند اتفاق بدى باشد. به خاطر اينکه اين جوايز موجب رونق ادبيات داستانى ما مىشد. در هر حال مسئله اصلى اين است که در شرايط فعلي، به نويسندگان جفا مىشود و هيچ توضيحى هم از سوى سياستگذاران فرهنگى داده نمىشود.
اما جواد مجابي- شاعر و داستاننويس- با برگزارى جوايز ادبى موافق است. وى در اين زمينه گفت: موافقت من به اين معناست که اگر در کشور ما، فضاى فعال فرهنگى برقرار باشد و افراد بتوانند آزادانه، عقايد و خيالهاى خودشان را بنويسند و منتشر کنند، آن وقت کارهايى هم که به جوايز ادبى راه پيدا مىکنند قابل توجه هستند. اما در جامعهاى که انواع سانسورها برقرار است، طبيعتا آثار ارجمندى پديد نمىآيد که قابل خواندن باشد تا چه رسد به اينکه مشمول جايزه هم شوند.
وى گفت: متاسفانه سالهاست که آثار ارجمندى در ادبيات ايران پديد نمىآيد. به دليل اينکه بستر مناسبى هم وجود ندارد و در شرايط ناگوار آثار واقعى مجال پديد آمدن ندارند. در عرصه داستاننويسى هم، قلمروهاى بسيارى است که ورود به آنها ممنوع است و فقط فضاهاى آشپزخانه و خانه و پارهاى خيالها، امکان چاپ دارند. وقتى فضاى محدودى براى نوشتن داشته باشيم و کتابها هم با محدوديت منتشر شوند، قضاوت در ميان اين آثار، به نتايج قابل قبولى منجر نمىشود.